خرید بک لینک

درباره سایت

126

آخرین مطالب

امکانات وب

رفتمـ وسط جاده ایستاده بودَمـ این فسقلیـ کنارَمـ بود :)

گفت:چیکار میکُنیـ؟

+میخوام بمیرَمـ

خندید

چشامُـ بَستمـ کـِ بِبینمـ چیکار میکنه

صدامـ زد ولیـ جواب ندادمـ

یِهو دیدَمـ دستَمُـ گرفته

بهش گفتمـ تو اینجا چیکار میکنیـ؟

برو سَر جات

گفت:نمیخوامـ..

+چرا؟

-وقتیـ تو میخوای بمیری منَمـ میخوامـ بِمیرمـ،

تا تو زنده ای منمـ زنده امـ
#اصن مگِ میشه یدونه عز اینا داشته باشیـُ بِـ مرگ فکر کنیـ؟؟ :)

تنها امید مَنـ بِـ زندگیـ فقط یِـ پسر بچه ی 7 سالَست

+ ۱۳۹۶/۱۰/۰۸ 12:20&nbsp |


برچسب: نویسنده: امیر زارعیان تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 16:29

صفحه بندی