رفتمـ وسط جاده ایستاده بودَمـ این فسقلیـ کنارَمـ بود :)
گفت:چیکار میکُنیـ؟
+میخوام بمیرَمـ
خندید
چشامُـ بَستمـ کـِ بِبینمـ چیکار میکنه
صدامـ زد ولیـ جواب ندادمـ
یِهو دیدَمـ دستَمُـ گرفته
بهش گفتمـ تو اینجا چیکار میکنیـ؟
برو سَر جات
گفت:نمیخوامـ..
+چرا؟
-وقتیـ تو میخوای بمیری منَمـ میخوامـ بِمیرمـ،
تا تو زنده ای منمـ زنده امـ
#اصن مگِ میشه یدونه عز اینا داشته باشیـُ بِـ مرگ فکر کنیـ؟؟ :)
تنها امید مَنـ بِـ زندگیـ فقط یِـ پسر بچه ی 7 سالَست
+ ۱۳۹۶/۱۰/۰۸ 12:20  |
